تبليغاتX
‹‹ از دل تا قلم ››
‹‹ از دل تا قلم ››

                      آنقدر از زندگی دلتنگ و دلگیرم

                                                       که روز مرگ خود را جشن میگیرم

*******

میخوام رو سنگ قبرم این باشه طلوعی که خیلی غم انگیز بود

قشنگترین خاطره عمرم غروبی که خیلی دل انگیز شد

رو سنگ قبرم بنویس روزی اومد به امید آخر

ولی حالا بدرقه راهم شد داغی که موندش رو دل مادر

 

نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 17:46 توسط مهدی| |

سفر کردم برام سخته عزیزم / نمی تونم برم اشکی نریزم

چقدر سخته نگاه کردم به چشمات / سفر سخته برام سخته عزیزم

تو با چشمات میگی کی بر میگردی / منو تنها نذار با آه سردی

میگی این آخرین باری نباشه / که میبینم تو رو تا بر میگردی

منم با بغضی از احساس سردم / میگم عروسکم من بر میگردم

میام روزی سراغ چشمای تو / میفهمی که فراموشت نکردم

نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 17:33 توسط مهدی| |

سلام به همه دوستان

بعد از مدتها اومدم ولی حوصله آپ کردم ندارم . مدیریت وبلاگ رو سپردم به دوستام

امیدوارم بتونن خواسته های دل یه عاشق رو به نحو احسن انجام بدن .

{ ممنون از دختر خاله خوبم : غزلک و دوست خوبم که توی ساختن این وبلاگ منو

کمک کرد : شقایق عزیز }

نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386ساعت 12:59 توسط مهدی| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت