قاصدک... غم دارم . غم آوارگی و در به دری غم تنهایی و خونین جگری... قاصدک وای به من... همه از خویش مرا میرانند ... همه دیوانه و دیوانه ترم میخوانند... قاصدک غم دارم ... قم به اندازه سنگینی عالم دارم ... قاصدک... مادر من غمهاست... مهد و گهواره من ماتم هاست ... قاصدک دریابم ... روح من طوفانیست ... آسمان . نگهم بارانیست ... قاصدک حال گریزش دارم ... میگریزم به جهانی که نا پیداست ... شاید آن نیز فقط یک رویاست .... ******************* باز باران بی ترانه . گریه هایم عاشقانه . میخورد بر سقف قلبم باورت شاید نباشد...مرده است قلبم ز دستت فکر آن که با تو بودم... با تو بودم شاد بودم در دشت آن نگاهت ... گم شدم در خاطراتت { استفاده از این مطالب فقط با نام وبلاگ و نویسنده امکان پذیر میباشد } با تشکر : مهدی سلام . ديگه از اين زندگي خسته ام . آخه تاكي بايد تحمل كنم ، اين همه نامردي رو تاكي دلمو بشكنن و برن ،پشت سرشونو هم نگاه نكنن ، اما من بازم طاقت بيارم دلم ميخواد يه كه سرمو روي زمين خدا ميزارم برم واسه هميشه. به خود خدا قسم ديگه نميتونم خدايا من كيم ؟... من چي ام ؟ ... اخه مگه من صبر ايوب دارم ...؟ از خودم بدم مياد ... از اين زندگي نكبت بار بدم مياد به هركي خوبي كردم جوابش بدي بود ... به هركي قول دادم تا آخرش باهاش باشم { تنهام گذاشت } خدايا مگه من بنده تو نيستم ... خدايا مگه نگفتي هركي زير گنبد دعا كنه ،دعاشو مستجاب ميكني خدايا ،مگه نگفتم منو يادت نره ... به كي بگم ؟ ديگه بريدم.... رفيق نا رفيقم در پشت پا استادي*جواب خوبيهامو چه نامردونه دادي { خدا نصيب هيشكي نارفيق نكنه } زمين گرمم كمته ،كمته آتيش خدا ، بوسه مرگو بچشي بندت بشه جدا جدا زمين گرمم كمته تو كه ميگفتي من سرم ، كي ميشه اون گلوت و با دشنه نامردي بدرم تو كه نديدي خورشيد و پس چرا ميخواي بتابي ، مگه تو فردا نميخواي تو يه وجب جا بخوابي بگو چيكار كرده با من ريشه مو از جا ميكنه ،وقتي كه نفرين ميكنم بر ميگرده خودمو ميزنه { حالا هرجا كه هستي ،پاي هركي نشستي بدون اين رسم رفاقت چندين و چند سالمون نبود ،آخه نبود آخه اين قلب خسته پاي يكي نشسته ، كه ميدونه كه ميخواد بشكنه خيلي زود ،خيلي زود آخه اين زخم كاري چرا آروم نداري چرا ميسوزي و مي سازي و ميگي دردي نداري بگو ،آخه بگو درد نفرين تو از درد اين زخم كاري حتي دردايي كه تو تو زندگي خود داري بدتره اي دو رو} بـــــــــودنم را هيچ كـــس باور نداشت هيــــــــچ كس كاري به كار من نداشت بنويسيد بعــــــــد مـــــرگم روي سنگ با خطـــــــــو طــــــي زيبا و قشنـــگ او كه خوابيده است در اين گورستان سرد بــــــــودنش را هيچ كــــــس باور نكرد..... ای کسانی که مامورین دفن من هستید مرا همیشه در تابوت سیاه بگزارید تا همه بدانند که سیاه بخت بوده ام دستانم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدانند به آنجا که می خواستم نرسیدم چشمانم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدانند که او را نیافته ام و هنوز هم منتظرم و در آخر بر روی قبرم یک گل از یخ بگذارید تا به جای دلبرم به من بگرید و دسته گلی زرد بگذارید تا هم بدانند که از زندگی بیزار بوده ام پس نگو نگو که رویای دور از دسترس خوش نیست قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته س ولی دل... . دریایی است تاب و توانش بیش از این هاست دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد باشد دوستت خواهم داشت بیشتر ازدیروز باکی ندارم از هیچ کس و هر کس که تو را دارم عزیز بدان که خیلی دوستت دارم دوست دار همه شما { مهدی } 

![]()
![]()
![]()
![]()

![]()


![]()
![]()
![]()

![]()

![]()

يك سال به ديگري نگاه نكردم
يك سال به جز تو به هيچكس فكر نكردم
به ميد اينكه تو بيايي
يك سال فقط از تو گفتم
يك سال هر ثانيه صدايت زدم
يك سال چشم به راهت بودم
به اميد اينكه تو بيايي
يك سال هر روز خودم را گول زدم
يك سال به خودم وعده فردا را دادم
يك سال همه جا تو را مي ديدم
به اميد اينكه تو بيايي
يك سال خيابانها را در پي تو جستجو مي كردم
يك سال به اميد ديدن لحظه ايي تو از خانه بيرون زدم
يك سال هر عشقي را پس زدم
به اميد اينكه تو بيايي
يك سال هر روز فال گرفتم و جز تو چيزي در فنجان خالي نديدم
يك سال با خيال واهي تو آرامش مي گرفتم
يك سال بدو شب بخير به تو نخوابيدم و بدون صبح بخير به تو روزم را شروع نكردم
به اميد اينكه تو بيايي
و حالابعد از يك سال آومدي ولي نه با لبخند
با قلبي آزده از عشق ديگري
در حالي كه منو فراموش كردي و ترك اونو مرگ تلقي مي كني
كاش ميمردم و هيچ وقت اون حرفها رو نميشنيدم
چطورانقدرخونسرد به حرفهات گوش دادم
چطور تورا براي با او بودن تشويق كردم
در حالي كه دنيا روي سرم خراب شده بود
شبهايي كه من براي تو اشك مي ريختم تو براي كي اشك مي ريختي
شبهاي كه من تو را صدا مي زدم تو كي را صدا مي زدي
مني كه هر نفسم به شوق ديدار تو بود
قلب تو به شوق ديدار كدامين گناه مي تپيد
مگه توهميشه به من نمي گفتي آرامش من تويي ؟
و حالا خيره در چشاي من مي گي آرامشي كه با اون داري هيچ جا نداشتي؟
واي به من
فقط يك چيز ديگه ازت مي خوام اين يك سالي رو به اميد اومدن تو هدر كردم و بهم بر گردون
مي دوني از چي مي ترسم ؟
از اينكه اين يك سال بشه 10 سال
چون هر كاري مي كنم از دلم نمي ري
چون من عاشقت بودم
چون هنوزم عاشقتم
هنوزم.......................
.......................
.......................
......................
......................
نفس مي كشم به اميد اينكه تو بيايي
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |


