‹‹ از دل تا قلم ››
همیشه یکی بود و یکی نبود! چون می دونم اشک هام بی فایده است! نمی خندم واست چون می دونم بی معنی برات
پاي سگ بوسيد مجنون خلق گفتندش چه سود؟ گفت:اين سگ گاگاهي كوي ليلي رفته بود
چندی ست که بیمار وفایت شده ام ... در بستر غم چشم به راهت شده ام این را تو بدان اگر بمیرم روزی ..... مسئول تویی که من فدایت شده ام
نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت
18:25 توسط مهدی| |
افسوس که قصه مادر بزرگ درست بود
نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت
11:1 توسط مهدی| |
گریه نمی کنم برات
نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت
10:39 توسط مهدی| |
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |


