تبليغاتX
‹‹ از دل تا قلم ››
درباره کارگاه طراحی قالب
لطفا چند لحضه صبر کنید ...
ای کاش میدونستی...
 

ای کاش ...!

 

کاش می دونستی چقدر تو را دوست دارم....

 

کاش می دونستی که تمام زندگی منی و بدون تو این زندگی برام زیبا نیست...

 

کاش می داونستی شب و روز ، لحظه به لحظه به یاد تو هستم

 

 ، با یاد تو زندگی می کنم و به عشق تو نفس می کشم عزیزم...

 

کاش می دونستی چقدر برای من عزیزی ...

 

اگه می دونستی هیچوقت خنجر سردت رو در این دل عاشقم فرو نمی کردی!

 

اگه می دونستی هیچوقت طاقت دیدن اشکهای منو نداشتی عزیزم!

 

کاش می دونستی که تو تمام هستی منی و این دنیا را بدون تو نمی خوام!

 

عزیزم باور کن که دوستت دارم ، بیشتر از آنچه که تصور می کنی !

 

باور کن این قلب عاشقم تنها به عشق تو می تپه و تنها یک نام

 

و اون هم نام مقدس تو در اون حک شده ...

 

عشق من یک عشق  پاکه ، عشقی که جدا از عشقهای این زمانه هستش...

 

نه هوس در اون هست و نه دروغ ! با تو یکرنگ بودم و یکدل نیز می مونم و یکصدا از

 

اعماق قلبم در میان این همه عاشق فریاد می زنم ای بهترینم خیلی دوستت دارم...

 

عشق من یک عشق مقدسه ، عشقی که با این فاصله ای

 

 که بین ماست زیباتر و مقدس تر از هر زمانه....

 

به تو ایمان دارم ای نازنینم ، و همچو خدای خویش در برابرت سجده

 

می زنم و تو را می پرستم ....

 

کاش می دونستی که این حرفهام از ته دلم هستش ، نه قصه است و نه احساس من ،

 

اینها همه دردهای  این دل عاشق منه....

 

اگه می دونستی که بدون تو نفس کشیدن برای من محاله با عطر نفسهایت منو

 

عاشقتر می کردی ، اگه می دونستی که یک لحظه نیز طاقت شکستن این قلب بی

 

طاقتم رو ندارم منو با عشقت شکنجه نمی دادی ، اگه می دونستی که در این دنیای

 

بزرگ در میون اینهمه عاشق  تا این لحظه در عشق تو سوختم  و به عشقت وفادار

 

موندم هیچوقت منو تو آتش عشقت نمی سوزوندی!

 

بسوزون عزیزم ، بازی کن با این بازیچه سرخ رنگ ؛ اما منو تنها نگذار ،

 

 منو دوباره در به در این دنیای بی محبت نکن که بدجور عاشق تو هستم

 

و دیوانه وار تو را دوست دارم ای بهترینم..... کاش می دونستی ، کاش

 

 قدر این قلبی که دیوانه وار تو را دوست داره رو می دونستی ....

ای کاش ...

 

  نوشته شده در ساعت 13:20  توسط مهدی