تبليغاتX
‹‹ از دل تا قلم ››
‹‹ از دل تا قلم ››

ای بابا نظر بدین ...

آخه منم دل دارم ...

اگه دوست ندارین بگین تا تعطیلش کنم

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 13:3 توسط مهدی| |

غرور عشق


کاش از عشق تو می مردم ، کاش می مردم و دیگه کسی نگاه عاشقانه ای به من

نمی کرد دیگر نمیخوام کلمه دوستت دارم را از کسی به جز تو بشنوم ، دوست

دارم تنها تو منو دوست داشته باشی کسی به جز تو لایق عشق من نیست ، من تنها

میتونم با تو زنده بمونم… دیگه نمیخوام چشمی به من با احساس عاشقانه نگاه

کنه !… من نمیخوام جز تو به کسی نگاه بیندازم و عشق بورزم….! کاش از عشق تو


می مردم ، کاش می مردم تا با دلی عاشق ، اون هم عاشق تو از دنیا بروم…!

اگه روزی دل من به جز تو عاشق کسی دیگه شداون وقت بدون که دیگه پایان زندگی

منه و پایان داستان عشق…!

کلمه دوستت دارم که از زبان من بلند می شه تنها برای توست من به جز تو به

کسی دیگه این کلمه رو نخواهم گفت ، بذار حسرت کلمه دوستت دارم از طرف من

در دل همه بمونه ، تا همه بفهمند من تنها عاشق تو هستم…!

بذار همه حسرت منو بکشند ، و تو نیز در مقابل حسرت دیگران به من افتخار کن!

افتخار کن چنین عشق و همدمی نصیبت شده  ، عشقی که تا ابد خواهد ماند

من مغرور شدم ، مغرور عشقی که به تو می ورزم  ، غرور من به خاطر

عشق بیش از حد نسبت به تو هستش غروری که پایانش رنگ آغاز زندگیه

آهای عزیز راه دورم به عشق من افتخار کن ،چون که میون این همه عاشقانی که من


دارم تو را برای همدم و عشق زندگی ام انتخاب کرده ام چون تو لایق این عشق هستی…!

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 12:6 توسط مهدی| |

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 11:11 توسط مهدی| |

 

بدون تو چگونه می توان … ؟

 

هرگز از خود نپرسیدم که چطور میشه بدون تو دل به رویاها سپرد و چهره ات رو

 

هر لحظه از ذهن عبور داد .

 

هرگز از خود نپرسیدم که چطور میشه بدون تو آغاز گر راه فردا شد ؟

 

هرگز از خود نپرسیدم که چطور میشه بدون تو شقایق رو فهمید ؟

 

ای نازنینم چطور میشه بدون تو ابرهای تیره رو کنار زد و جاده بی نهایت آسمون

 

رو سیر کرد ؟

 

چطور میشه بدون تو ستاره رو با خورشید آشتی داد تا دیگر آسمون طالب

 

روشنایی نباشه ؟

 

چطور میشه بدون تو پرده مغرب رو کشید و به سوی نور بال گشود ؟

 

چطور میشه بدون تو نوازشگر پرهای مهتاب شد و با قلمی از جنس مهتاب اسم

 

زیبای تو رو بر روی الماس های کوه عشقت نوشت ؟

 

اما میتونم با وجود تو باور داشته باشم که در گنجینه های با ارزش قلبت عشقی

 

هست که تنها خواهان تو باشه...

 

من بی تو نمیتونم ...

 

 

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 11:7 توسط مهدی| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت