تبليغاتX
‹‹ از دل تا قلم ››
‹‹ از دل تا قلم ››

 

مــــژده                             مــــژده

سفارش کد آهنگ برای وبلاگ

هر آهنگی که دوست دارید . فقط اسم آهنگ و اسم خواننده رو تو قسمت نظرات بنویسید تا

کدش رو واستون بفرستم

 

Mehdi Afshar

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 11:52 توسط مهدی| |

 

دست خودم نیست


اگه می بینی عاشق تو هستم ، دیوونه تو هستم ، و تمام فکر و زندگی من تو شدی

به خدا بدون که این دست خودم نیست!

اگه می بینی چشمام در بیشتر لحظه ها خیسه و دستام سرده و اگه

می بینی همه لحظه های دور از تو بودن اینهمه سخته و  پر از غم و غصه هستش بدون

که این دست خودم نیست!

دست خودم نیست که همه لحظه ها تو رو جلو چشمام می بینم و به یاد تو هستم.


دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارتو باشم ، دستات رو بگیرم ، بر

لبانت بوسه بزنم و تو رو تو آغوش خودم بگیرم!

به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمون نگاه میکنم و ستاره ای

درخشان رو می بینم و به یاد تو می افتم!

دست خودم نیست که هر سحرگاه به انتظارت مینشینم تا در آسمون دلم طلوعی

دوباره داشته باشی!

عزیزم دست خودم نیست که اینهمه تو رو دوست میدارم ، این همه احساسات

عاشقانه که من برای تو مینویسم دست خودم نیست!

همه این احساسات و عواطف عاشقانه از این قلب عاشق منه ، و بدون که همه

این دردسرها و غم و غصه ها و اشکها درد این قلب عاشق منه !

این قلب سرخ و کوچیک من انتظاری بالاتر از عشق داره ! این قلب من تو رو می خواد و

به جز تو هیچ چیز از من نمیخواد!. نه خونی میخواد و نه نفسی ، نه زندگی رو

میخواد و نه هم نفسی این قلب سرخ تنها تو رو میخواد . فقط تو رو!

عزیزم دست خودم نیست ، دست این قلب پر توقع منه !

به قلبم حق میدم که تنها تو رو بخواد چون تو اولین و آخرین عشق واقعی و

همدلی هستی که در اعماق قلبم نشسته ای و کسی هستی که میتونی قلبم رو

برای همیشه پیش خودت نگه داری و با حضورت در قلبم انتظار اون رو برآورده کنی چونکه

تو لایق این عشق هستی عزیزم!

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 11:30 توسط مهدی| |

 

لحظه دیدار یار

 

لحظه دیدار یاری که مدت هاست تو قلبم نشسته و با محبت و عشق خودش

منو زنده نگه داشته لحظه زیبایی هستش ....


لحظه ای که چشمای زیباش رو از نزدیک خواهم دید و با همون دو چشمم به اون

خواهم گفت که هنوز هم دیوونه اش هستم!


دو چشم ، دو دستی که منتظرند توی دستهای گرم یار  قرار بگیرند  ، و قلبی که هر

لحظه تپش آن تندتر و تندتر میشه !


یک نگاه پر از معنا ! نگاهی که بوی بارون رو میده ، نگاهی که بوی عاشقی رو میده

و نگاهی که تنها به چشمهای یار دوخته شده !


به انتظار اون لحظه مینشینم ، شاید انتظار شیرینی باشه چون خونی دوباره در رگهام

جاری خواهد شد و شاید دیدار من با اون  تضمین امید به زندگی واسم باشه !


هیچ لحظه ای زیباتر از این لحظه نیست که لحظه ای چشمام تو چشمهای یارم

طلسم بشه ...


دو چشم خیس ، دو چشم عاشق و دو چشمی که داستان عاشقی  رو آغاز کردند !


آره با یه نگاه عاشق هم شدیم و یک نفس نیز تا پایان عاشق خواهیم ماند!


میخوام دستاش رو بگیرم و  دوباره تو چشماش نگاه کنم ، سکوت کنم ، چشمام

را در چشماش طلسم کنم ، اشکی بریزم و با تمام وجود و با صدای آهسته بگم که

خیلی دوستت دارم


میخوام دوباره عهد ببندم که تا ابد مجنون اون باشم ، عهد ببندم که قلبش رو هیچ وقت

به اون باز نگردونم....


لحظه زیبایی هستش لحظه دیدار با یار! دیدار با کسی که زندگی منه ، خوشبختی

منه و امید  به زنده بودن منه !


من دنیامو خواهم دید ،  اون لحظه اهستش که من خوشبختیم رو میتوونم با تمام

وجود احساس کنم!

  دوستت دارم

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 11:31 توسط مهدی| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت